تبليغاتX
زیست پیام

میکرسکپ الکترونی نگاره : Scanning Electronic Microscope (SEM ) :             ۲/۸/۸۵ 

      این میکروسکپ چندین سال پس از میکروسکپ الکترونی گذاره ساخته شد و در زیست شناسی سلولی برای بررسی ریخت شناسی دقیق ، مطالعه ی تزئینات سطوح نمونه ها با قدرت تشخیص زیاد به کار می رود .ستون و عدسی های کندانسور و ابژکتیو ، همچنین پمپ های این میکروسکپ شبیه میکرسکپ گذاره هستند . تفاوت اساسی آن با میکرسکپ گذاره این است که در نگاره به جای الکترون ها ی گذارنده (transmitted electrons ) از جسم که انرژی زیادی دارند و در تشکیل تصویر به کار گرفته می شوند ؛ از الکترون های پراش یافته از سطح جسم (Back scattered  electrons ) و نیز الکترون هایی که در اثر تابش دسته الکترون های اولیه و تحریک سطح جسم ، از سطح نمونه رها و پرتاب می شوند و آن ها را الکترون های ثانویه ( secondary electrons )می نامند ، برای تشکیل تصویر استفاده می شود .تفاوت مهم دیگر این میکرسکپ با گذاره این است که تصویر جسم که در گذاره بر روی صفحه ی فلوئور سان تشکیل می شد ، در اینجا بر روی صفحه ی تلویزیونی تشکیل می شود .قدرت تشخیص این میکرسکپ حدود 15 تا 30 آنگستروم است .

                        

              الکترون های رها شده از سطح جسم که با انرژی کمی منتشر می شوند ( الکترون های ثانویه ) و نیز الکترون های پراش یافته ، در اثر برخورد الکترون های اولیه به جسم ، به وسیله ی یک Detector یا Colector جذب می شوند و ایجاد نور یا فوتون ها را می کنند . این انرژی نورانی در نوعی مبدل ( Photomultiplier ) تبدیل به جریان الکتریکی می شود که به وسیله ی تقویت کننده ( آمپلی فایر ) ، تقویت شده و سپس وارد یک یا دو لامپ تلویزیونی یا کاتدی می شود و تصویر سطح جسم را می سازد . از آنجا که الکترون ها پیوسته سطح جسم را جارو می کنند ، نام این میکرسکپ از این عمل گرفته شده است . هم اکنون این میکرسکپ در بررسی های ریخت شناسی دقیق دانه های گرده ، دانه ها، تزئینات سطحی و آرایش تزئینات سطح نمونه ها ( دانه های گرده ، دانه ها ، هاگ ها و مانند آن ها ) ، مطالعات ریخت شناسی مریستم ها ، اندام های گل در مراحل مختلف نموشان ، کاربردی وسیع دارد و چون مشکلات و هزینه ی سنگین آماده سازی نمونه برای میکرسکپ گذاره را ندارد ( نیاز به تهیه ی برش های بسیار نازک نیست )، کاربرد های آن گسترش سریعی دارد .

        منبع : کتاب زیست شناسی سلولی و ملکولی    تألیف دکتر مجد و دکتر شریعت زاده 

+ نوشته شده توسط شهین الیاسی در و ساعت 11:58 |
انعطاف پذیرترین تارهای موجود در طبیعت :                     ۲۰/۵/۸۵

 جام جم آنلاین: قابلیت کشش تارهای فیبرین لخته های خون بیش از چهار برابر طول آنها پیش از شکسته شدن آنهاست.
به گزارش هلث دی ، محققان دانشگاه ویک فارست و کارولینای شمالی می گویند فیبرهای کوچکی که لخته های خونی را ایجاد می کنند «الاستیسیته» (انعطاف پذیری) قابل توجهی دارند.
آنها دریافتند این تارهای فیبرین که قطرآنها حدود 100 نانومتر است و 1000 بار کوچکتر از یک تار موی انسان هستند ، می توانند تقریبا تا سه برابر طو لشان کشیده شده و باز به شکل اولیه خود بازگردند.
تارهای فیبرین قابل انعطاف ترین فیبرهای موجود در طبیعت هستند. این یافته دانشمندان در تولید مدل های صحیح تری از لخته خون و ارائه دیدگاه های جدید برای درمان جراحات ، حملات قلبی و سکته مغزی کمک می کند.
وجود این فیبر ها برای انعقاد خون و جلوگیری از خونریزی ضروری است. بر اساس این تحقیق ویژگی های مکانیکی این فیبرها نشان می دهد سبب ویژگی های فیزیولوژیک مهمی در لخته های خون می شوند و آنها را بسیار الاستیک و قابل انعطاف می سازد.                  منبع :سایت خبری جام جم آنلاین

+ نوشته شده توسط شهین الیاسی در و ساعت 0:33 |

گلیکوکالیکس :

        گلیکوپروتئین های پوشش سلولی را گلیکوکالیکس می نامند .این پوشش در برخی بخش های غشای سلولی از جمله سطح آزاد غشای میکروویلی ها در روده ی باریک ضخامت بیشتری دارد و در مشاهده با میکروسکپ الکترونی دارای بخش ذره ای و بخش رشته ای است .

        گلیکوکالیکس علاوه بر نقش پشتیبانی ، اعمال دیگری هم دارد . از جمله برخی ویتامین ها و قند ها ( دی ساکارید ها ) برای ورود به سلول ها در منطقه ی گلیکوکالیکس تغییراتی را متحمل می شوند .( مثلاً تبدیل دی ساکارید به مونو ساکارید ها ) .

       گر چه ترکیب کلی گلیکو کالیکس ، گلیکو پروتئینی است . اما در سلول های مختلف ، ساختمانی اختصاصی دارد که بیشتر به نوع قند های آن وابسته است . همین ساختمان اختصاصی در شناسایی سلول – سلول و امکان برقراری اتصال های سلولی مؤثر است .همچنین به دلیل تفاوت نوع پوشش گلیکو پروتئین سطح سلول ها است که سلول ها نسبت به مواد حساسیت متفاوتی نشان می دهند .این وضع می تواند زیر بنایی برای حساسیت و عکس العمل متفاوت دستگاه گوارش در افراد مختلف نسبت به مواد غذایی و دارویی باشد .

      در برخی ناراحتی های دستگاه گوارش مثل زخم معده یا روده ، کاهش ضخامت و تحلیل رفتگی گلیکوکالیکس عامل مهمی برای بروز ناراحتی ها است .

      اسید هیالورونیک ، کوندرذوئیتین و هپارین از ترکیبات موکوپلی ساکاریدی هستند . موکوپلی ساکارید های اسیدی گروهی از هتروپلی ساکارید ها را شامل می شوند که از یک خانواده اند و به طور متناوب از دو نوع واحد مونوساکاریدی که حد اقل یکی از آن ها دارای عامل اسیدی می باشند ، تشکیل شده اند .

      هنگامی که موکوپلی ساکارید ها با پروتئین های مخصوصی ترکیب شوند ، مجموعه ای به نام موسین ( موکوپروتئین ) را می سازند که در این نوع از گلیکو پروتئین ها پلی ساکارید بیشترین قسمت از وزن ماده را تشکیل می دهد .

      موکوپروتئین ها ترکیبان ژلوزی ، چسبنده و لغزنده ای هستند که برخی از آن ها موجب لغزندگی و رئانی محیط بین سلولی می شوند و برخی دیگر به عنوان یک سیمان بین سلولی قابل انعطاف به کار می روند .

      اسید هیالورونیک : فراوان ترین موکوپلی ساکارید اسیدی است که در پوشش سلولی ( غشا ) و ماده ی زمینه ی خارج سلولی بافت های پیوندی مهره داران وجود دارد . به علاوه در مایع زلال مفاصل و در زجاجیه ی چشم به صورت  یک پلیمر خطی است .  دارای بار منفی است ، در آب حل می شود و محلول بسیار چسبنده ای را به وجود می آورد .آنزیم هیالورونیداز آن را هیدرولیز  نموده و این هیدرولیز با کاهش چسبندگی همراه است .

      کوندروئیتین : از نظر ساختمانی شباهت زیادی به اسید هیالورونیک دارد . به مقدار کم در ماده ی خارج سلولی دیده می شود ( به طور آزاد ) ولی مشتقات آن یعنی ترکیب آن با اسید سولفوریک مانند کوندروئیتین 4 سولفات ( کوندروئیتین A ) و کوندروئیتین 6 سولفات ( کوندروئیتین C ) مواد اصلی پوشش های سلولی غضروف ، استخوان ، قرنیه و برخی بافت های دیگر مهره داران را تشکیل می دهد.

    هپارین : از خانواده ی موکو پلی ساکارید اسیدی است که از انعقاد خون جلوگیری می کند . این ماده در ماستوسیت ها و دیواره ی سرخرگ ها وجود دارد .

 

                                               نوشته شده در : ۱۹/۲/۸۵

                منبع : زیست شناسی سلولی و ملکولی - دکتر مجد - دکتر شریعت زاده

+ نوشته شده توسط شهین الیاسی در و ساعت 23:29 |

ترکیب شیمیایی دیواره ی سلول گیاهی  :

سلولز :

       سلولزها درشت مولکولهای پلی ساکاریدی هستند که از ترکیب n مولکول بتا گلوکز با اتصالات ازیدی بوجود آمده‌اند. پیوستن دو مولکول بتا گلوکز موجب تشکیل یک مولکول سلوبیوز می‌شود. هر 5 مولکول سلوبیوز با آرایش فضایی مکعبی شکل بلور سلولز را بوجود می‌آورد. از مجموعه بلورها میسلها و از مجموعه میسلها میکروفیبریلهای سلولزی و از مجموع 20 میکروفیبریل ماکروفیبریل سلولزی حاصل می‌شود.

img/daneshnameh_up/8/84/cellu.2.jpg                      

همی سلولز  :

        همی سلولزها بخشی از مواد زمینه‌ای دیواره هستند که از نظر شیمیایی از اشتراک قندهای 5 کربنی مانند گزیلانها و قندهای 6 کربنی مانند مانوز و اسیدهای اورونیک بوجود آمده‌اند. در بیشتر موارد واحدهای همی سلولزی از یک محور ازیدی ستون مهره با ساختمان خطی ساخته شده که در جایگاه های مختلف بوسیله ی پیوندهای هیدروژنی با سلولز مشترک شده‌اند.

پکتینها :

        این مواد شبیه همی سلولزها هستند اما مقدار اسیدهای اورونیک آن ها خیلی بیشتر است. بخش عمده ی تیغه ی میانی سلول ها از پکتات کلسیم است.

پروتئین ها :

        پروتئین های موجود در دیواره بیشتر از مشتقات آمینواسید پرولین است.پروتئین معروف دیواره اکستانسین است که این پروتئین در قابلیت کشش دیواره نقش دارد  .

                                                                                              

لایه‌های دیواره :

دیواره اولیه :   همه  ی سلول های گیاهی دارای دیواره ی اولیه‌اند و این دیواره اولین دیواره‌ای است که در سلول در حال رشد تشکیل می‌شود. این دیواره از سلولز ، همی سلولز ، مواد پکتیکی و گلیکو پروتئین تشکیل شده ، دیواره  ی اولیه چوبی هم می‌شود. این دیواره مواد پکتیکی فراوانی دارد که به دیواره  ی سلول خاصیت کششی غیر قابل برگشت می‌دهد. برخی سلول ها دیواره ی او لیه ی ضخیم دارند. این ضخامت به علت ذخیره ی همی سلولز در دیواره‌ها است. مثل آلبومن دانه‌ها که این همی‌سلولز در زمان رویش دانه مورد استفاده ی گیاه چه قرار می‌گیرد و دیواره ضخامت خود را از دست می‌دهد. سلول های مریستمی و عناصر آبکشی همیشه دیواره ی اولیه دارند. در برخی بافت های گیاهی مثل پارانشیم و کلانشیم دیواره ی ثانویه نیز تشکیل می‌شود.

تیغه ی میانی  :

        تیغه ی میانی بین سلول های مجاور قرار دارد. تیغه ی میانی عمدتا از مواد پکتیکی تشکیل شده است. پکتات کلسیم و پکتات منیزیم بخش عمده ی تیغه ی  میانی را تشکیل می‌دهد. تیغه ی میانی در سلول هایی که دیواره ی سلولی ثانویه دارند ممکن است چوبی شود و تیغه ی میانی و دیواره ی ثانویه به صورت یک لایه دیده شده و تیغه ی میانی مرکب را تشکیل ‌دهند. آنزیم پکتیناز که از اندام ها ترشح می‌شود و برخی از باکتریها و قارچها این آنزیم را دارند به مواد دیواره اثر کرده و آنرا از حالت نامحلول به صورت محلول درمی‌آورند و موجب جدا شدن سلول ها و در نهایت بافت ها می‌شوند. در آزمایشگاه با قرار دادن بافت های گیاهی در مواد شیمیایی می‌توانند تیغه ی میانی را حل کرده و سلول ها را از هم جدا کرد. این عمل را ماستاراسیون نامند.

دیواره ی ثانویه  :

         اگرچه اکثر سلول ها دیواره ی اولیه دارند، برخی از سلول ها دیواره ی ثانویه نیز تولید می‌کنند که توسط پروتوپلاست سلول ساخته می‌شود و بین دیواره ی اولیه و پلاسمالم قرار می‌گیرد. این دیواره ، پس از آنکه رشد سلول خاتمه یافت، تشکیل می‌شود. دیواره ی ثانویه در سلول هایی که در نگهداری و انتقال مشارکت می‌کنند مهم است. معمولا سلول هایی که سلول های ثانویه تولید می‌کنند در بلوغ مرده‌اند و علاوه بر سلولز دارای لیگنین نیز هستند و گلیکو پروتئین و مواد پکتیکی ندارند. ماده ی زمینه‌ای دیواره ، همی سلولز است.معمولا سلول هایی که دیواره ی ثانویه دارند در آنها سه لایه به نام های S1 ، S2 ، S3 مشاهده می‌شود که ترکیبات ساخته شدن این سه لایه به این ترتیب است که اول S1 ساخته می‌شود بعد S2 و لایه S3 در مجاورت غشای سلول قرار دارد و ترکیب شیمیایی این سه لایه و جهت میکرو فیبریل ها در این سه لایه متفاوت است و لایه S2  معمولا ضخیم تر است.

لان (Pit) :

لان اولیه :   دیواره ی  اولیه سلول ها ضخامت یکنواخت ندارند و در برخی قسمت ها نازک است و در برخی قسمت های ضخیم به نواحی نازک دیواره ی اولیه که به صورت فرورفتگی هایی مشاهده می‌شود لان اولیه می‌گویند. معمولا در این نواحی پلاسمودسم ها قرار گرفته‌اند (پلاسمودسم به کانال ها ی سیتوپلاسمی که پروتوپلاست سلول های مجاور را به هم وصل می‌کند گفته می‌شود). پلاسمودسم ها در نواحی لان ها به صورت خوشه به تعداد 10 تا 12 و گاهی بیشتر وجود دارند. به علت وجود پلاسمو‌دسم ها همه ی پروتوپلاست درون یک گیاه تشکیل یک مجموعه ی به هم پیوسته می‌دهد که سیم پلاست گفته می‌شود.

لان ثانویه :  دیواره ی ثانویه هم مانند دیواره ی اولیه ضخامت یکنواخت نداشته و در برخی قسمت ها ضخیم و در برخی قسمت ها نازک است. به فرورفتگی های دیواره ی ثانویه لان ثانویه یا پیت گفته می‌شود که ممکن است در محل لان های اولیه یا مستقل از آن ها تشکیل شود. امکان دارد محل لان های اولیه توسط مواد دیواره کاملا پوشیده شود. پلاسمودسم ها در محل لان ثانویه دیده نمی‌شوند. چون سلولی که دیواره ثانویه دارد، سلولی مرده است. بنابراین پلاسمودسم نیز ندارد.

                                  

         

  منبع :daneshmand.roshd.ir              نوشته شده در : ۲۲/۲/۸۵

 

+ نوشته شده توسط شهین الیاسی در و ساعت 8:46 |

ریبوزوم  :

      ریبوزمها از اندامکهای بدون غشای سیتوپلاسمی در همه ی سلول‌های پروکاریوتی هستند که در سال 1983 بوسیله پالاد کشف شده‌اند. این اندامک ها را دانه‌های پالاد نیز می‌نامند. از آنجا که سنتز پروتئین ها بوسیله ی ریبوزوم ها صورت می‌گیرد اهمیت زیادی دارند. ریبوزومها ذراتی بیش و کم کروی ، متراکم (کدر) نسبت به الکترونها هستند که نظرشان از 40 تا حدود 300 آنگستروم می‌رسد .

اشکال ریبوزومها  :

      ریبوزمهای آزاد سیتوپلاسمی که در سیتوپلاسم سلول های پروکاریوتی از نوع 70s  و در سیتوپلاسم یاخته‌های یوکاریوتی از نوع 80s یعنی بزرگتر و سنگین‌تر هستند.ریبوزوم های چسبنده به غشای شبکه آندوپلاسمی دانه‌دار که این حالت تنها در سلول های یوکاریوتی که شبکه ی آندوپلاسمی دارند، دیده می‌شود. در این سلول‌ها نسبت ریبوزم های آزاد سیتوپلاسمی به ریبوزم های چسبیده به غشای شبکه بر حسب شرایط فیزیولوژیکی سلول تغییر می‌کند و هر چه سنتز پروتئین های ترشحی و پروتئین های ساختمانی ویژه‌ای که در ساختمان غشای شبکه ی آندوپلاسمی ، غشای کیسه‌های گلژی ، لیزوزوم ها و پلاسمالم وجود دارند بیشتر باشد، نسبت ریبوزومهای چسبیده به غشای شبکه نیز بیشتر می‌شود.

       در یاخته‌های ترشحی آسینیهای باز لوزوالمعده که آنزیمهای گوارشی مختلف را می‌سازند و یاخته‌های خونی که ایمنوگلوبین‌ها را می‌سازند تا 90% ریبوزومها به غشای شبکه ی آندوپلاسمی چسبیده‌اند. بر عکس در رتیکولوسیتها ، بافت های مریستمی گیاهان و سلول های عصبی رویانی بیشتر ریبوزوم ها آزادند.

         ریبوزوم های موجود در اندامکهایی مانند میتوکندری و کلروپلاست نیز تنها در سلول های یوکاریوتی وجود دارند. ضریب ته نشینی آنها بر حسب گونه ی سلول‌ها متفاوت است و به هر حال سبک تر و کوچک تر از ریبوزوم های سیتوپلاسمی سلول مربوطه هستند. از نظر ساخت و کار ، حساسیت به آنتی بیوتیکها و بیش از آن ابعادشان به ریبوزوم های پروکایوتی شبیه‌اند.

 

                                       img/daneshnameh_up/4/49/cytoskeletonscan.jpg    

 

نحوه قرار گیری ریبوزومها :

      ریبوزوم های سیتوپلاسمی ، اندامکی و ریبوزم های چسبیده به غشای آندوپلاسمی می‌توانند به حالت منفرد (مونوزوم) یا به حالت چند تایی ( پلی زوم) باشند. مجموع حدود 5 تا 80 ریبوزوم را که به مولکولی از mRNA چسبیده‌اند، پلی زوم نامند. ریبوزوم ها تنها وقتی که به حالت پلی زوم باشند، سنتز پروتئین دارند. گاهی در سیتوپلاسم پلی زومها حالت مارپیچی یا حلزونی به خود می‌گیرند فراوانی این نوع پلی زومها در یاخته را نشانه ی نوعی اختلال در فرآیند سنتز پروتئین می‌دانند.

عمر متوسط ریبوزومها  :

       عمر متوسط ریبوزوم ها در حدود 6 ساعت است. بنابراین بازسازی پیوسته ی آنها ضرورت دارد. سرعت بازسازی در یاخته‌های مختلف 10 تا 100 ریبوزوم در هر ثانیه است. بازسازی ریبوزوم ها در سلول‌های پروکاریوتی در سیتوپلاسم و بی‌تردید ضمن رونویسی از ژن های rRNA و در سلول ‌های یوکاریوتی در ارتباط با هستک صورت می‌گیرد ترکیبات بازدارنده ی رونویسی و همچنین سم آمانیتین که در قارچ آمانتیا وجود دارد این بازسازی را متوقف می‌کنند.

ریخت شناسی ریبوزومها  :

      از دو بخش کوچک و بزرگ تشکیل یافته است. در باسیل کولی ، بخش کوچک کشیده ، خمیره و دارای قسمتی متراکم و پیچیده است. بخش کوچک در گودی سطح فوقانی بخش بزرگ قرار گرفته است. بخش کوچک در 3/1 طول خود دارای دندانه‌ای کوچک است و مقابل به دانه دارای قسمتی متراکم و پیچیده است. بخش کوچک در گودی سطح فوقانی بخش بزرگ قرار گرفته است و حدود 3/1 از حجم کل ریبوزوم را تشکیل می‌دهد. بخش بزرگ که 3/2 حجم کل ریبوزوم را شامل می‌شود دارای یک سطح گود (مقعر) و سه زایده است.سطح مقعر جایگاه چسبیدن بخش کوچک ریبوزومی است. زواید بخش بزرگ انگشت مانند ، کوتاه و در انتها مدورند. زایده ی میانی بزرگ تر و زواید جانبی کوچکترند. بخش بزرگ ریبوزوم از نیم رخ حالتی شبیه صندلی راحتی با یک بخش پشتی و در جای دست دارد.

 

 

تصویر                       

 

                                                منبع : daneahmand.roshd,ir

                                                 نوشته شده در : ۲۰/۲/۸۵

+ نوشته شده توسط شهین الیاسی در و ساعت 6:28 |