فسيل دايناسور پرنده به قدمت 155 ميليون سال در چين كشف شد :
جام جم آنلاين: دانشمندان موفق شدند فسيل گونه اي دايناسور پرنده از زير گروه دايناسورهاي«تروپود» متعلق به 155ميليون سال پيش کشف کنند که چهار بال داشته و بدن آن پر از پر بوده است.
دانشمندان موفق شدند فسيل کاملي از دايناسور پرنده اي موسوم به «آنکيورنيس Anchiornis» متعلق به دوراني بين151 تا 161 ميليون سال پيش را در منطقه اي در استان «ليائونينگ» در شمال شرق چين کشف کنند.
تاکنون اعتقاد بر اين بود که «آرکئوپتريکس Archaeopteryx» قديمي ترين دايناسور پرنده و جد همه پرندگان امروزي است که مشخصه هايي شبيه به خزندگان نيز داشته است ولي با کشف فسيل آنکيورنيس مشخص شد اين جانور از آرکئوپتريکس نيز قديمي تر بوده است.
به گزارش واحد مركزي خبر، اين گروه از دانشمندان چيني پيش از اين در ماه ژوئن از کشف دايناسوري ديگر موسوم به «ليموزوروس» متعلق به يکصد و پنجاه و پنج ميليون سال پيش خبر دادند و تصور مي شود اين پرنده جد پرندگان امروزي است.
نام دايناسورها را بارها و بارها شنيدهايم، از زندگي آنها و حكمرانيشان بر مناطق مختلف زمين در بيش از 65 ميليون سال پيش نيز صحبتهاي زيادي شده است و زماني كه از مرگ و ناپديد شدن آنها در زمين صحبت ميشود نيز همواره به ياد فضا و برخوردهاي شهابسنگي ميافتيم.
حقيقتي كه امروزه براي دانشمندان به عنوان يك اصل درآمده، اين كه منطقه دروني منظومه شمسي تا حد زيادي به لطف ميدانهاي گرانشي زهره و مشتري تحت مراقبت قرار داشته است. اين ميدانها ميتوانند شهابسنگهاي فضايي را به فضاي بين ستارهاي رانده و گاهي اوقات نيز آنها را به سوي سيارات غول پيكر پرتاب كنند. دانشمندان زيادي براي بررسي برخوردهاي شهابسنگي با زمين وارد عمل شدهاند و گروهي از آنها در دانشگاه واشنگتن تحقيقات گستردهاي را نيز آغاز كردهاند كه نشان ميدهد بسيار بعيد به نظر ميرسد برخوردهاي شهابسنگي بجز از بين رفتن دايناسورها، موجب انقراض نسل ديگري نيز شده باشند. تحقيقاتي از اين دست نشان ميدهند بسياري از دنبالهدارهاي داراي دورههاي طولاني به احتمال فراوان از منطقهاي در فضا شكل ميگيرند كه از نظر اخترشناسان امكان شكلگيري دنبالهدارهاي قابل شناسايي زودهنگام در آن وجود ندارد. دنبالهدارهاي داراي دوره طولاني به آن دسته از اجرام آسماني گفته ميشود كه يك دور چرخش آنها به دور خورشيد200 تا دهها ميليون سال زمان ميبرد.
ناتان كايب، از محققان جوان دانشگاه واشنگتن كه در اين مطالعه جديد نيز حضور داشته است با اشاره به ابراورت به عنوان منطقه مرموزي از منظومه شمسي كه همچون ابري كرويشكل مملو از هستههاي دنبالهدارها بوده و تاكنون كمتر مورد توجه قرار داشته است، ميگويد: چنين تصور شده كه دنبالهدارهاي داراي دوره طولاني تنها اطلاعاتي درباره منطقه خارجي ابراورت در اختيارمان قرار دادهاند، اما حقيقت اين است كه آنها تصوير منحصربهفردي از كل ابراورت ارائه ميكنند. آنچه دانشمندان را براي تحقيق و مطالعه روي اين منطقه ابري شكل ترغيب كرده، پيدا كردن اطلاعات بيشتري درخصوص دنبالهدارهاي در حال سير در منظومه شمسي است. ابراورت در حقيقت 5/4 ميليارد سال پيش منظومه شمسي را به وجود آورده است. اين منطقه در 93 ميليارد مايلي خورشيد (مسافتي حدود يكهزار برابر فاصله زمين تا خورشيد) قرار دارد و حدود 3 سال نوري نيز كشيده شده است. ابراورت را ميتوان دربرگيرنده ميلياردها هسته دنبالهدار دانست كه بسياري از آنها آنقدر كوچك و دور هستند كه نميتوان آنها را مشاهده كرد.
بالغ بر 3200 دنبالهدار دوره طولاني شناخته شده وجود دارند كه يكي از شناخته شدهترين آنها دنبالهدار Hale-Bopp است كه در حد فاصل سالهاي 1996 تا 1997 براحتي و با استفاده از چشم غيرمسلح نيز قابل رويت بوده است. از آن به عنوان يكي از درخشانترين دنبالهدارهاي قرن بيستم نيز ياد ميشود. در مقايسه با دنبالهدار هالي كه هر 75 سال يكبار سر و كلهاش پيدا ميشود، دنبالهدا رHale-Bopp احتمالا به عنوان شناخته شدهترين دنبالهدار ياد ميشود، اما اين دنبالهدار از نوع دنبالهدارهاي دوره كوتاه است كه گمان ميرود كمربند كوپيير و نه ابراورت منشاء پيدايش آن باشد.
برخورد بزرگ شهابسنگي در 65 ميليون سال پيش پايان عصر فرمانروايي دايناسورها روي زمين را رقم زده است
عقيده بر اين است كه تقريبا منشاء تمامي دنبالهدارهاي دوره طولاني كه وارد فضاي بين مشتري و زمين ميشوند، منطقه مرموز ابراورت است. وقتي اين دنبالهدارها به واسطه گرانش ستاره همسايهاي و همزمان با عبور از نزديكي منظومه شمسي تحريك ميشوند، مدار حركتي آنها دستخوش تغيير ميشود؛ البته عقيده بر اين است كه چنين تعاملاتي تنها دنبالهدارهاي بسيار دوردست و مربوط به منطقه خارجي آن را تحت تاثير خود قرار ميدهد. با اين حال بررسيها نشان دادهاند اين دنبالهدارها ميتوانند اجرامي مانند زمين را نيز تحت تاثير قرار دهند و رويدادي به نام بارشهاي شهابي را نيز رقم بزنند. مطالعات جديد دانشمندان نشان ميدهد كه دنبالهدارهاي دروني منطقه مرموز ابراورت ميتوانند خود را به مدار حركتي زمين رسانده و بارشهاي شهابسنگي را باعث شوند؛ البته اين رويداد تنها زماني روي ميدهد دنبالهدار با فاصله بسيار نزديكي از يك ستاره عبور كند. با اين حال مشخص شده است كه حتي بدون وجود تعامل ستارهاي، دنبالهدارهاي داراي دوره طولاني در منطقه دروني ابراورت اين توانايي را دارند كه از سپر حفاظتي مشتري و زهره فرار و به سوي مدار زمين حركت كنند.
دانشمندان دانشگاه واشنگتن در مطالعه اخير خود از مدلهاي رايانهاي براي شبيهسازي تكامل ابرهاي دنبالهدار در منظومه شمسي طي 2/1 ميليارد سال پيش استفاده كردند و به نتايج خيرهكنندهاي نيز دست يافتند. آنها دريافتهاند حتي دنبالهدارهاي دروني منطقه ابراورت را بايد به عنوان منشاء اصلي بارشي از دنبالهدارها بر روي زمين دانست. از اينجا به بعد بوده است كه دانشمندان توانستهاند تخمينهايي درخصوص برخوردهاي عمده شهابسنگي با زمين مطرح كنند. آنها با تكيه بر بيشترين احتمالات ممكن برآورد كردهاند كه اين امكان وجود نداشته است كه طي 500 ميليون سال گذشته كه گفته ميشود بيشترين احتمال برخورد دنبالهدارها با زمين وجود داشته است و به نوعي بارشي از دنبالهدارها محتمل بوده بيش از 2 يا 3 مورد برخورد شهابسنگي عمده با زمين روي داده باشد.
براي 25 سال، منطقه ابراورت به عنوان منطقه مرموزي در منظومه شمسي نظر اخترشناسان را به خود جلب كرده، اما اكنون مشخص شده است در پي 3 برخورد شهابسنگي تقريبا همزمان با زمين كه حدود 40 ميليون سال پيش روي داده بود، انقراض نسل جزيي به واسطه اين دنبالهدارها به وقوع پيوسته است. از اين رو اكنون ميتوان با جرات بيشتري گفت كه برخوردهاي فضايي تنها دايناسورها را به عنوان قرباني اصلي از ميان بردهاند و در پي بروز ديگر برخوردهاي فضايي، انقراض نسل خاص ديگري به وقوع نپيوسته است. تحقيقات اخير دانشمندان گرچه بار ديگر بر اهميت سپر دفاعي ميدانهاي جاذبهاي مشتري و زهره در حفاظت زمين در برابر شهابسنگها تاكيد دارد، با اين حال مشخص شده اين سپر نشتهايي نيز دارد كه در گذشته، زمين نتايج تلخ آن را تجربه كرده است.
جام جم آنلاين: به راستي چگونه ماهيهاي گوشتخوار افسانهاي (Piranha) كه در آبهاي آمريكاي جنوبي يافت ميشوند، دنداندار شدهاند؟ گروهي از محققان آرژانتيني، ونزوئلايي و آمريكايي با ارائه فسيلي از استخوانهاي آرواره به اين سوال پاسخ دادهاند.
اين فسيل كه تاكنون ناشناخته مانده بود Megapiranha Paranesis نام دارد و فاصله بين ماهيهاي گوشتخوار و پسرعموهاي گياهخوارشان را همچون پلي به هم پيوند ميدهد.ماهيهاي گوشتخوار امروزي داراي يك رديف دندان مثلثي شكل مانند تيغههاي اره هستند، اما نزديكترين خويشاوندانشان به نامPicus داراي دو رديف دندان مربعي شكل بودهاند كه احتمالا براي خوردن ميوه و دانه كاربرد داشته است.اين فسيل نشانگر الگويي ما بين اين دو گونه است و دندانهاي اين نمونه به شكل زيگزاگي رديف شدهاند. اين موضوع نشان ميدهد دو رديف دندان ماهيهاي گياهخوار فشرده شده تا اين كه به شكل يك رديف در ماهيهاي گوشتخوار در آمده است. به نظر ميرسد دندانهاي رديف دوم به رديف اول منتقل شده و تغيير شكل دادهاند.شايد Megapiranha يكي از مراحل مياني تكامل ماهيهاي گوشتخوار بودهاند. محققان براي يافتن جاي اين گونه فسيل شده در درخت تكاملي صدها نوع ماهي گوشتخوار امروزي و خويشاوندانشان را مورد بررسي قرار دادند.آنچه درباره اين گونه ماهيها جالب به نظر ميرسد، خصوصيات منحصر به فردي است كه دندانهاي آنها دارد.هر يك از اين دندانها ميتواند اطلاعات منحصر زيادي درباره نوع ماهي و خويشاوندان او در اختيار بگذارد. بررسيها نشان ميدهد قرار گرفتن اين گونه فسيل شده در ميان ماهيهاي گوشتخوار و گياهخوار در درخت تكاملي منطقي باشد.اين فسيل در سال 1900ميلادي در تخته سنگهاي رودخانهاي آمريكا كشف شد و تا به امروز مورد مطالعه قرار نگرفته بود. محققان معتقدند اين ماهي 8 تا 10 ميليون سال پيش در رودخانه Prana كه از كشور برزيل ميگذرد، زندگي ميكرد.مقايسه آرواره و دندان اين فسيل با گونههاي امروزي نشان ميدهد اين ماهي حدود يك متر طول داشته، يعني 4 برابر ماهيهاي گوشتخوار امروزي بوده است. شايد اين ماهي يك رژيم غذايي متنوع داشته اگرچه به درستي مشخص نيست كه اين ماهي چه غذايي ميخورده است. معماي ديگري كه بدون جواب باقي مانده، اين است كه اين ماهي 7 دندان داشت در حالي كه ماهيهاي گوشتخوار امروزي 6 دندان دارند. شايد در طول دوران تكامل دو دندان يكي شده يا يك دندان كاملا از بين رفته است. منبع :جام جم
جام جم آنلاين: يك گروه از ديرينهشناسان اروگوئه موفق شدند فسيل يك موش غولآسا متعلق به 4 ميليون سال قبل كه وزن آن ميتواند بالغ بر يك تن باشد را در اروگوئه كشف كنند. گزارش اين گروه از دانشمندان شهر مونتهويدئو در نشريه بريتانيايي Procceding of the Royal Society منتشر شده است. به گزارش خبرگزاري فرانسه، تنها جمجمه فسيل اين جونده كشف شده كه 53 سانتيمتر طول دارد. آروارههاي آن داراي دندانهاي پيشين به طول چند سانتيمتر بوده اما دندانهاي آسيايش كوچك بودهاند. به همين دليل ميتوان تصور كرد كه اين جانور از علفهاي نرم، ميوه يا گياهان آبي تغذيه ميكرده است. كاشفان عقيده دارند وزن اين جانور را ميتوان بين 468 كيلو تا 5/2 تن برآورد كرد اما براساس شيوههاي برآوردي، آنها وزن يك تن را براي اين جانور بيشتر محتمل ميدانند.
آندرس ريدركنخت از موزه ملي تاريخ طبيعي و ديرينهشناسي و ارنستو بلانكو از انستيتوي فيزيك شهر مونته ويدئو، 2 نفر از ديرينهشناسان اين هيات ميگويند، اين جانور بايد بيشتر شبيه يك اسب آبي بوده تا يك موش امروزي. اين گونه جديد موش به افتخار آلوارو مونس، يك ديرينهشناس اروگوئهاي كه در مورد جوندگان امريكاي جنوبي تخصص دارد «جوزفو آرتاگازيا مونزي» ناميده شده است. در حال حاضر، بزرگترين جونده جهان كارپينچو است كه زيستگاه آن در آرژانتين واقع شده و 60 كيلوگرم وزن دارد.
دايناسورها در سن 8 سالگي توليدمثل ميكردند : ۲۹/۱۰/۸۶
جام جم آنلاين: دانشمندان فسيلشناس امريكايي درآخرين يافتههاي خود پي بردند كه دايناسورها در سن 8 سالگي زاد و ولد ميكردند و رشد آنها به طرز سريع صورت ميپذيرفت. به گزارش بيبيسي عربي، دايناسورها كه در اصل از رده خزندگان به شمار مي آيند، براي اين كه تكامل پيدا كنند و در رسته پرندگان قرار گيرند به سرعت رشد و نمو ميكردند و توانستند در سن بسيار پايين مانند جانوران پستاندار امروزه زايمان كنند. كاوشگراني از دانشگاه كاليفرنياي امريكا چندي پيش به بافتهايي دست پيدا كردند كه مربوط به توليدمثل و متعلق به دو دايناسور ماده جوان است. اين دو دايناسور يكي به نام «آلازوروس» گوشتخوار و دومي «تينانتوزوروس» گياهخوار بودند. خانم «سارا ورنينگ» از دانشگاه بريكلي در كاليفرنيا بر اثر معاينه مغز استخوان پاي اين دو دايناسور به اين نتيجه رسيد كه سن آنها ميان 8 تا 10 سال تخمين زده ميشود. «ورنينگ» تاكيد كرد، ما آدمهاي بسيار خوش شانسي بوديم كه به اين فسيلها دست پيدا كرديم.
جام جم آنلاين: مسوولان باغ وحشي در ميامي امريكا از مرگ يك اورانگوتان 55 ساله كه به نظر ميرسد پيرترين اورانگوتان جهان بوده، خبر دادهاند. به گزارش اي.بي.سي نيوز، نونجا (Nonja) در جزيره سوماتراي اندونزي متولد شده و از سال 1983 به ميامي منتقل شد. مسوولان باغوحش كه صبح روز شنبه با جسد حيوان مواجه شدند طي روزهاي آينده بررسيهاي لازم را بر بدن اورانگوتان انجام خواهند داد. به گفته آنها نونجا در سالهاي اخير كمي كند شده بود كه علت آن را افزايش سن حيوان ميدانند.
جام جم آنلاين: پژوهشگران ژاپني ميگويند حافظه بچه شمپانزهها بسيار قويتر از انسانهاي بالغ است. به گزارش خبرگزاري فرانسه از توكيو، اين تحقيق نشان ميدهد بچه شمپانزهها ميتوانند اعداد را فقط پس از يك بار نگاه اجمالي به آنها در صفحه رايانه، بهتر بخاطر آورند. اين محققان به سرپرستي پروفسور تتسورو ماتسوزاوا از موسسه تحقيقات پريمات در دانشگاه كيوتو ميگويد انسانها اين توانايي را براي بدست آوردن ساير مهارتها از دست دادهاند. ماتسوزاوا ميگويد ظرفيت مغز انسان محدود است. شايد انسان مهارتهاي قديميتر را از دست داده تا مهارتهاي جديدي مانند زبان كسب كند. وي ميافزايد شايد همين پديده در بچه شمپانزههايي كه بزرگ ميشوند واقعيت داشته باشد. ظرفيت حافظه شمپانزهها با بالا رفتن سن كمتر ميشود. بچه شمپانزهها از توانايي "تصويرپردازي روشن" يا قابليت يادآوري يك تصوير دقيق و كامل از يك صحنه يا الگوي پيچيده برخوردارند. اين محققان سه جفت شمپانزه شامل سه مادر و فرزندانشان كه در سال ۲۰۰۰ متولد شده بودند بررسي كردند و آنها با ۹دانشجوي دانشگاه مقايسه نمودند. به اين شمپانزهها ترتيب اعداد تك رقمي هندي و عربي آموزش داده شد و سپس اين اعداد در تركيبات تصادفي براي آنها به نمايش درآمد تا توانايي حافظه آنها آزمايش شود. محققان اعداد يك تا ۹را در صفحه رايانه با فاصلههاي زماني متفاوت، ،۰/۴۳ ، ۰/۶۵و ۰/۲۱ثانيه نمايش دادند. سپس جاي اعداد مربعهاي خالي قرار دادند و از شركتكنندگان خواستند با لمس اعداد روي صفحه، ترتيب اوليه اعداد را نشان دهند. بچه شمپانزهها حتي زماني كه سروصداي بلند مزاحمت ايجاد كرد، سريعتر و دقيقتر از دانشجويان عمل كردند. انسانها از هر سه بچه شمپانزه كندتر بودند. در كل عملكرد اين سه بچه شمپانزه بهتر از مادرانشان بود. اين مطالعه تازهترين مطالعهاي است كه هوش بالاي شمپانزهها را كه نزديكترين خويشاوند انسان محسوب ميشوند تاييد ميكند. واشو شمپانزهاي كه ميتوانست با ۲۵۰لغت به زبان اشاره ارتباط برقرار كند و اولين حيواني محسوب ميشود كه مرز زباني با انسان را شكسته است در ماه اكتبر در سن ۴۲سالگي در آمريكا درگذشت.
جام جم آنلاين: دانشمندان به تازگي گونه جديدي از دايناسورهاي شاخدار را كه 68 ميليون سال قبل ميزيسته، كشف كردند. اين نوع جديد دايناسور شاخدار 68 ميليون سال قبل در غرب كانادا زندگي ميكرده است كه به تازگي دانشمندان فسيل اين دايناسور را از زير خاك بيرون آوردند. به گزارش خبرگزاري فارس ، اين نوع دايناسور كشف شده از قديميترين دايناسورهاي شاخدار بوده كه بر روي زمين ميزيسته است. دانشمندان معتقدند كشف اين دايناسور به تكميل كردن اطلاعات آنها درباره دايناسورهايي كه 67 ميليون تا 69 ميليون سال قبل ميزيستهاند، كمك ميكند.
کشف فسیل يك دایناسور غول آسا در آرژانتین : ۲۷/۷/۸۶
جام جم آنلاين: دانشمندان مي گويند ، فسيل گونه تازه ای از یک دایناسور گیاهخوار که حدود 80 میلیون سال قبل در زمین می زیسته است را کشف کرده اند. به گزارش شبكه BBC ، فسیل شناسان آرژانتینی و برزیلی می گویند، ارتفاع این دايناسوردستكم 32 متر بوده است که یکی از بلندترین گونه هاي دایناسورها است که تاکنون کشف شده است.
فسيل شناسان مي افزايند ، اسکلت اين دايناسور نشان می دهد که توسط دايناسورهاي درنده شکار شده است. فسیل اسکلت در سال 2000 در منطقه پاتاگونیا درجنوب آرژانتین کشف شد و از آن زمان تاکنون تعداد زيادي فسیل سایر گونه ها نیز در کنار آن پیدا شده اند. با توجه به ساختار منحصر به فرد گردن این فسیل، به نظر می رسد که یک حیوان قبلا ناشناخته باشد. نام آن (فوتالانگکوسوروس دوکی) (Futalognkosaurus dukei) برگرفته از کلمه ای در زبان سرخپوستان ماپوچی به معنی «شاه غول پیکر مارمولک ها» و شرکت دوكي انرژی آرژانتین است که به تامین منابع مالی این حفاری کمک کرد. خورخه کالوو، مدیر مرکز فسیل شناسی در دانشگاه ملی کوماهو، در آرژانتین، گفت: این یکی از بزرگترین دایناسورها در جهان و یکی از کامل ترین اسکلت های کشف شده است. خورخه کالوو نویسنده اصلی مقاله ای در مورد این دایناسور است که در نشریه آکادمی ملی علوم برزیل منتشر شده است. تصور می شود بقایای این دایناسور پس از مرگ به داخل رودخانه افتاده باشد و لاشه با سد کردن آب رود باعث تجمع بقایای سایر حیوانات از جمله ماهی ها و حتی برگ درختان شده است.
نام آن (فوتالانگکوسوروس دوکی) (Futalognkosaurus dukei) برگرفته از کلمه ای در زبان سرخپوستان ماپوچی به معنی «شاه غول پیکر مارمولک ها» و شرکت دوكي انرژی آرژانتین است که به تامین منابع مالی این حفاری کمک کرد.
از زمان کشف نخستین استخوان های این دايناسور در ساحل دریاچه بارئالس در ناحيه نئوكوئن در آرژانتین در سال 2000، فسیل شناسان موفق به کشف گردن، پشت، بخشی از استخوان ران و مهره های اول دم دایناسور شده اند. الکساندر کلنر، محقق موزه ملی در ریودوژانیرو، به خبرگزاری رویتر گفت: انباشت فسیل ماهی ها و برگ درختان، و همچنین سایر دایناسورها در اطراف محل کشف، رویدادی خارق العاده است. وجود برگ درختان و استخوان دایناسور در کنار هم یک امر بسيار نادر است و برای ما مثل کشف یک جهان گم شده است. محققان می گویند این اکوسیستم فسیل شده نشانه آب و هوایی گرم و مرطوب در منطقه پاتاگونیا که در اواخر دوره کرتاسه ناحیه ای جنگلی بود، است. منطقه پاتاگونيا در جنوب آرژانتين هم اکنون شرايط استپی دارد و تقریبا خالی از هرگونه پوشش گیاهی است.
محققان دانشگاه مک گيل دريافتند که عامل پيدايش گونه هاي جديد در ماهي هاي مناطق مرجاني ، الگوهاي رنگي آنان است. اين تيم اولين گروهي بود که عنوان کرد: چگونه الگوي رنگ در ماهي هاي مناطق مرجاني مي تواند تکامل تدريجي آنها را به سوي ايجاد گونه هاي متفاوت و جديد سوق دهد. اين گروه از ماهي ها نمونه هاي خارق العاده اي بودند. هنگام بررسي تنوع اکولوژيک ، بررسي شرايط محيطي گونه هاي مختلف مهمتر از بررسي ويژگي هاي رفتاري آنهاست. به منظور تشريح چگونگي پيدايش گونه هاي متعدد در ماهي «هاملت» (گونه اي از هيپوپلکتروس) دانشمندان براساس الگوي رنگ ، روش تغذيه و رفتارهاي جفت گيري اين گروه از ماهيان را مورد مطالعه قرار دادند. محققان مشاهده کردند که ماهي شکارچي هيپوپلکتروس براي شکار، ماهي هايي را تعقيب مي کند که رنگي شبيه به رنگ خودش داشته باشند تا شکارش را غافلگير کند چرا که ماهي هاي طعمه از ماهي هاي همرنگ و همنوع خود نمي ترسند. همچنين در جفت گيري هم ماهي هاي شکارچي جفت خود را از ميان ماهي هاي همرنگ خود انتخاب مي کنند. از لحاظ آماري با وجود تفاوت هاي ژنتيک عمده ، داشتن رفتارهاي مشابه که ماهي ها را به گروههاي مختلف و کوچکتري تفکيک مي کند، محققان به اين نتيجه رسيدند که از يک تا 13 گونه رنگي ماهي هاملت homlet به عنوان يک گونه در حال تکوين طبقه بندي مي شوند. در حقيقت اين گروه از ماهيها بسيار پيچيده و اسرارآميز هستند و تنوع ژنتيک به تنهايي نمي تواند براي شناسايي گونه هاي مختلف در ميان ماهي هاي رنگي موثر باشد. هنگامي که مکانيسم هاي اکولوژيک در ابتدا بوضوح مشاهده نمي شود، ما در تشخيص گونه هاي مختلف و گوناگوني در ماهي هاي استوايي تلاش بيشتري مي کنيم. آنها توضيح دادند که چگونه حالتهاي کلاسيک تنوع اکولوژيک مي تواند به بروز ساختارهاي واضحي در تنوع منجر شود. به عنوان مثال فنچ هاي داروين به گونه هاي مختلفي تقسيم مي شوند زيرا ساختار نوک آنها با رژيم غذايي آنها و شکل جفت گيري آنها مربوط مي شد و از گونه اي به گونه ديگر متفاوت است. در اين مطالعه ، الگوهاي رنگي متفاوت در ماهي هيپوپلکتروس حاکي از رفتار متفاوت در آنها بود. آنها پس از غواصي حدود 94 هزار مترمربع از آبهاي پاناما که صخره هاي مرجاني را در برمي گيرد، الگوهاي رفتاري را يافتند و محاسبه کردند که در طول يک ساعت غواصي به طور متوسط فقط 6 دقيقه از رفتارهاي مبتني بر رنگهاي مختلف را مي توانيم مشاهده کنيم. آنها اميدوارند که اين مطالعات باعث انجام تحقيقات بيشتري در جهت تنوع اکولوژيک شود و مي گويند ما نمي توانيم فقط يک عکس فوري از اين گونه ها بگيريم بلکه بايد ساعتها براي مطالعه آنها در حيات وحش وقت صرف کنيم. مترجم: آتنا حسن آبادي منبع: physorg
مشخص شدن تاریخ دقیق جدایی فیل آفریقایی از آسیایی : ۵/۵/۸۶
جام جم آنلاين: دانشمندان می گویند، تاریخ دقیق جدایی مسیر تکاملی فیل آفریقایی از فیل آسیایی را به دقت محاسبه کرده اند. به گزارش شبكه BBC ، کارشناسانی که در سه کشور آمریکا، آلمان و سوئیس کار می کنند می گویند، جدايي این دو گونه فیل در حدود 7.6 میلیون سال قبل از یک جد مشترک روی داد. آنها پس از مقایسه تحلیل ژنتیکی این دو گونه با مواد استخراج شده از ماموت و ماستودون ، جانوري شبیه به ماموت ، به این نتیجه رسیدند.
فیل آفریقایی بسیار بزرگتر از فيل آسیایی است. فیل آفريقايي به دليل گوش های بزرگ بادبزنی و عاج های بزرگ در هر دو جنس نر و ماده معروف است. این درحالی است که فیل آسیایی گوش هاي به مراتب كوچكتري دارد و معمولا فقط فیل نر دارای عاج های بزرگ است.
فیل ماستودون در ظاهر بسیار شبیه به ماموت بود چون مانند آن دارای موی زیاد و عاج بزرگ بوده است. نسل هر دو موجود منقرض شده اند. با این حال ماستودون از لحاظ ژنتیکی بسیار متفاوت از ماموت بود و تنها یکی از خویشاوندان دوردست فیل محسوب مي شود.
دانشمندان به تازگی با تحلیل مواد استخراج شده از فسیل دندان ماستودونی که در رودی در آلاسکا کشف شد شرح حال ژنتیکی آن را تهیه کرده اند. آنها با مقایسه نقشه ژنتیکی ماستودون با نقشه ژن های فیل های امروزی و ماموت پشمالو، موفق به ساختن شجره نامه خانوادگی فیل ها شده اند. براساس این شجره نامه فیل آفریقایی در حدود 7 میلیون و 600 هزار سال قبل از فیل آسیایی و ماموت جدا شد. سپس در حدود 6 میلیون و 700 هزار سال قبل، فیل آسیایی و ماموت نیز دو مسیر جداگانه را در پیش گرفتند.
دکتر مایکل هافریتر از موسسه ماکس پلانک در زمینه مردم شناسی تکاملی در لاپیزیگ که یکی از سرپرستان تیم تحقیق بود می گوید، مورد جالب در مورد ماستودون این است که ما با کمک رکوردهای فسیلی به طور کاملا دقیقی می دانیم که چه زمانی از فیل و ماموت جدا شد. او افزود، بنابراین با استفاده از آن نقطه زمانی و داده های ژنتیکی، توانستیم تاریخ جدایی فیل آفریقایی، آسیایی و ماموت از یکدیگر را تعیین کنیم.
آزمايش های "دی ان ای" تاييد کرده است که يک خرس سفيد با لکه های قهوه ای روی پوستش که در شمال کانادا شکار شده است نخستين موجود دورگه حاصل جفتگيری خرس قطبی و قهوه ای در حيات وحش است.مقام های حيات وحش کانادا می گويند اين خرس حاصل جفتگيری يک خرس قهوه ای نر و يک ماده خرس قطبی است.
از قديم داستان های زيادی درباره خرس هايی با رنگ های غيرعادی در منطقه ای که زيستگاه اين دو موجود تلاقی می کند نقل می شد.اما تاکنون، خرس های دورگه قطبی-قهوه ای تنها در باغ وحش ها يافت می شد.خرس دورگه ماه گذشته توسط يک شکارچی آمريکايی در جزاير بنکس در نواحی شمال غربی کانادا شکار شد.راجر کوپتانا، راهنمای اين شکارچی، متوجه پنجه های بلند و پشت کمی خميده که مشخصه خرس قهوه ای است شد و مظنون شد حيوان ممکن است دورگه باشد.لاشه حيوان را مقام ها برای نمونه برداری "دی ان ای" به آزمايشگاه فرستادند که سرمنشاء غيرعادی حيوان را تاييد کرد.
ايان استرلينگ زيست شناس در سازمان حيات وحش برزيل در ادمونتون گفت: "اين از آن چيزهايی است که همه می دانيم از لحاظ نظری ممکن است زيرا زيستگاه آنها کمی تلاقی می کند و زمان جفتگيری آنها نيز کمی تداخل دارد.""اما اين نخستين بار است که مشاهده می شود چنين چيزی در حيات وحش اتفاق افتاده است."
جام جم آن لاین :محققان دانشگاه آيووا (Iowa) اولين جمجمه پانداي کوتاه قامت را پيدا کردند. اين پاندا به عنوان اجداد پانداهاي بزرگ امروزي شناخته شده است که حدود 3 ميليون سال قبل در شمال چين مي زيسته اند. طول قد اين پانداها در مقايسه با پانداهاي امروزي که به طور متوسط بيش از 5 فوت طول قامتشان است چيزي حدود 3 فوت بوده است. اين حيوانات از ساقه هاي بامبو تغذيه مي کرده اند. فرم خاص عضلات فک و پوشش دندان هاي اين حيوانات اين مطلب را تاييد مي کند. اين جمجمه از نظر اندازه نصف جمجمه پانداهاي امروزي بوده ، ولي به لحاظ آناتومي بسيار شبيه آن است. اين مطلب نشان مي دهد که پانداها از 3 ميليون سال پيش به عنوان يک گونه مجزا از ديگر خرسها تکامل خاص خود را داشتند و در اين تکامل خود را با تغذيه از بامبوها سازگار کرده اند. پانداها يک نمونه منحصر به فرد در دنياي خرسها هستند، تنها گونه اي از خرسها که براساس رژيم تغذيه گياهي زندگي کنند. تکامل اين رژيم غذايي منحصر به فرد به منظور پيشرفت ميليون ها سال زمان برده است. يافته هاي جديد حاکي از وجود ديرينه اين سيستم تغذيه (تغذيه از ساقه بامبو) ميان پانداهاست. يافته هاي بيشتر، شرايط آب و هوايي متنوع در دوره هاي pliocene و pleistocene را که 3 ميليون سال قبل وجود داشته است براي ما ترسيم مي کند. پانداهاي کوتاه قامت در جنگلهاي بامبوي استوايي که در زمينهايي پست قرار داشته ، مي زيسته اند. آنها معمولا با«stegodon» ها (جانوران فيل مانندي که نسل شان منقرض شده) و «Gigantopithecus» (ميمون هاي بزرگ منقرض شده) همزيست بوده اند. امروز پانداهاي بزرگ در جنگلهاي بامبو منزوي شده اند. اين شايد تا حدي بر اثر فشار تمدن مدرن امروزي باشد.
به نقل ازجام جم آنلاين : دانشمندان آرژانتینی و آمریکایی ، بقایای یک لاکپشت کوچک دریایی را پیدا کردند که متعلق به هفتاد میلیون سال پیش است. به گزارش پایگاه اینترنتی الرایه ، دانشمندان ، این لاکپشت را که احتمالا در فوران آتشفشانی کشته شده ، به طور سالم در بقایای آتشفشانی در قطب جنوب پیدا کردند. وزارت خارجه آرژانتین روز گذشته اعلام کرد لاک پشت مذکور در منطقه کاپی لامپ در جنوب غربی جزیره ویجی، شمالی ترین نقطه قاره قطب جنوب به دست آمد. بنا به گزارش این وزراتخانه، فعالیت دراین منطقه به دلیل بادهای قطبی و پایین بودن درجه حرارت بسیار دشوار بود. بقایای لاکپشت قطبی به وسیله بالگرد نیروی هوایی آرژانتین برای انجام تحقیقات بیشتر به موزه ایالت ساوس داکوتا منتقل شد.