نقش موش در تحقيقات سلول هاي بنيادي
نقش موش در تحقيقات سلول هاي بنيادي:
امروز شروع به مطالعه ي كتاب سلول هاي بنيادي به زبان ساده - كه زير نظر دكتر حسين بهاروند ترجمه شده – كردم. در طول مطالعه ي اين كتاب سعي مي كنم مطالب جالب توجه را برايتان بيان كنم. مثلاً به زباني ساده گفته شده كه چرا دانشمندان از موجودات آزمايشگاهي براي مطالعات و تحقيقات خود استفاده مي كنند. ‹‹ انسان ها بسيار شبيه مخمر ها هستند . اين جمله ي يك لطيفه نيست كه همكارتان در بعدازظهر آرام جمعه برايتان ايميل كرده ياشد.بلكه اين يك حقيقت زيست شناختي است. ›› دانشمندان نشان داده اند كه برخي از ژن هاي مخمر ها ، در سلول هاي انساني نيز كار خواهند كردو بالعكس.اين قابليت تبادل ژني در ميان موجودات زنده متفاوت را حفظ منابع ژني ( Conservation )مي ناميم. موش مهمترين حيوان در پژوهش هاي سلول هاي بنيادي بوده است. اولين بار در سال 1960 دو پژوهشگر كانادايي ( جيمز تيل و ارنست مك كلوچ )توسط موش ثابت كردند كه مغز استخوان حاوي سلول هاي بنيادي است. اين آزمايش اساسي براي پيوند مغز استخوان انساني است كه امروزه به طور متداول در درمان سرطان و برخي ديگر از انواع بيماري هاي خوني استفاده مي شود. سلول هاي بنيادي جنيني نيز نخستين بار از موش جداسازي شده اند. محقان ژن هاي موشي را دست كاري كرده اند تا ببينند چگونه تغييرات اختصاصي ژنتيكي بر تكوين يا پيشرفت يك بيماري اثر مي گذارند. آن ها موش هايي با نقص سيستم ايمني توليد كرده اند . بنابر اين مي توانند تومور هاي انساني را به موش تزريق كنند تا انواع سرطان را مطالعه كنند.همچنين داروها و ساير روش هاي درماني را بر روي موش ها آزمايش مي كنند.اين دو پژوهشگر كانادايي ثابت كردند كه مي توان موسي كه دستگاه خونساز و سيستم ايمني اش نابود شده را با تزريق سلول هاي بنيادي مغز استخوان بهبود بخشيد.
منبع:كتاب سلول هاي بنيادي به زبان ساده-ترجمه زير نظر دكتر حسين بهاروند- نشر خانه ي زيست شناسي
زیست پیام - وب لاگ علمی - خبری زیست شناسی - نویسنده ی وب لاگ : شهین الیاسی دبیر زیست شناسی مشهد